امتحان ها تموم شدند و من برگشتم
منتظر تمامی دوستانم هستم
این گل را به دوستان عزیزم هدیه می کنم
كزين برتر انديشه بر نگذرد
خداوند نام و خدا وند جاي
خداوند روزي ده راهنماي
خداوند كيوان و گردان سپهر
فروزنده ماه و ناهيد و مهر
زنام و نشان و گمان برتر است
نگارنده ي برشده گوهر است
به بينندگان آفريننده را
نبيني مرنجان دو بيننده را
نيابد بدو نيز انديشه راه
كه او برتر از نام و از جايگاه
سخن هر چه زين گوهران بگذرد
نيابد بدو جان و راي و خرد
خرد گر سخن بر گزيند همي
همان را گزيند كه بيند همي
ستودن نداند كس تاو را چه هست
ميان بندگي را ببايد كه بست
خرد را و جان را همي سنجد او
در انديشه سخت كي گنجد او
بدين آلت و راي و جان و روان
ستو د آفريننده را چون توان
به هستيش باشد كه خستو شوي
زگفتار بيكار يكسو شوي
پرستنده باشي و جويند ه راه
به فرمانها ژرف كردن نگاه
توانا بود هركه دانا بود
زدانش دل پير برنا بود
از اين پرده برتر سخن گاه نيست
به هستيش انديشه را راه نيست
دوستان عزيز به منظور يادمان شاعر نامي فرودسي بزرگ قصد آن دارم كه اشعار حفظ شده از آن خداوندگان سخن را در وبلاگ خود بنگارم
سلام به همه دوستانم
امروز می خواهم از جشن باد بادکها بنویسم
غروب روز شنبه در کنار دریای بوشهر جشن بزرگ باد بادکها بود . من و بابا و مادرم رفتیم به جشن . حشن زیبائی بود.خیلی از مردم شهر به آنجا آمده بودند وشادی می کردند.هرنفر یک بادبادک داشت و آن را پرواز می داد و در آسمان آبی بادبادکهای رنگی مختلفی پرواز می کردند چقدر قشنگ در آسمان آبی می رقصیدند و به ما نگاه می کردند. من یک بادبادک سیندرلا را در آسمان دیدم او خیلی به بالا رفته بود همه باد بادکها را می دیدم که به من نگاه می کنند..دوست دارم مثل یک بادبادک بودم چون خیلی دوست دارم در آسمان پرواز کنم و از آن بالا بالاها به شهر های ایران نگاه کنم و دوستانم را ببینم .و به انها سلام کنم و بگویم دوستشون دارم.....
راستی گروهی از بچه ها روی کاغذا با رنگ گواش نقاشی می کردند و بعضی ها روی صورت خود را نگ امیزی می کردندمن نیز صورت کودکی را نقاشی کردم.
گروهی نیزاز بچه ها هم با گل سفالگری مجسمه درست می کردند من نیز با گلها بازی کردم ..
گروهی از کودکان نیز نمایش عروسکی اجرا کردند ..
این روز خیلی به من خوش گذشت .و خیلی لذت بردم.بابا چند عکس از این روز گرفت که به تمام دوستانم هدیه می کنم...
راستی تا به حال شما اینقدر بابادک درآسمان دیده اید؟!!!!
ای نام تو بهترین سرآغاز
بی نام تو نامه کی کنم باز
سلام به دوستان عزیزم![]()
![]()
ممنونم ازهمه ی خاله ها و عمه های خوبم . من خوب شدم و به اتفاق خانواده چند روز به مسافرت تابستانی رفتیم جای همه ی شما سبز مخصوصا در آبشار مهارگون که خیلی زیبا بود. که یک نمونه از عکس هائی که بابائی گرفته تقدیم می کنم به شما عزیزانم.
راستی :
امروز 4شهریورماه روز تولدت پدرم می باشد.![]()
![]()
![]()
من این روز را به پدرم تبریک می گویم امیدوارم که همیشه سالم و سربلندوسایه ات برسرم باشد
تولدت مبارک باباجون
قرار بود جشن تولد خاله جون عزیزم را روز تولدش یعنی ۲مرداد بگیرم ولی حیف به خاطر خرابی پرشین بلاگ نشدو حالا با ساختن این وبلاگ می خواهم این روز بزرگ را با تقدیم عکس هائی که بابائی زحمتش را کشیده به خاله فرشته روز تولدش را تبریک بگم
خاله جون تولدت مبارک
خاله جون من خیلی انار دوست داره برای همین براش یک دونه عکس انار ناز که بابائی گرفته هدیه می کنم با حرف های دلم که برایش کنارش نوشته ام

خاله جون خیلی از دریا خوشش میاد براش یک عکس قشنگ از دریا هدیه می کنم و حرف دلم هم براش می نویسم که اینه :
خاله جون:
دریا آبی و زیبا
آسمان به رنگ دریا
هردوخیلی قشنگ هستند
وخاله فرشته در روی دریا پرواز می کند
و اینم حرف های دلم که با خط خودم نوشتم و بابائی عکسش را گرفته و هدیه می کنم به خاله جون
اینم نقاشی که برای تولد خاله جون کشیدم
امروز که عکس ها را دارم می گذارم در وبلاگ برابراست با جشن تولد یک سالگی رویا های رنگی خاله طیبه درهمینجا تولد رویا های رنگی را به خاله طیبه تبریک می گویم و این عکس را هدیه می کنم به خاله عزیزم طیبه![]()
![]()
![]()
![]()